سلام
امیدوارم ایام به کام همه عزیزان باشه ..
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت ، امام جعفر صادق (ع) رو به همه اعضای مسلمان تسلیت عرض میکنم
شبهای دلتنگی من
سلام
امیدوارم ایام به کام همه عزیزان باشه ..
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت ، امام جعفر صادق (ع) رو به همه اعضای مسلمان تسلیت عرض میکنم
اگه عشقی نباشه ادمی نیست
اگه ادم نباشه زندگی نیست
نپرس از من چه امد بر سر عشق
جواب من به جز شرمندگی نیست
Dream On
Every time I look in the mirror
All these lines on my face getting clearer
The past is gone
It went by, like dusk to dawn
Isn't that the way
Everybody's got their dues in life to pay
Yeah, I know nobody knows
where it comes and where it goes
I know it's everybody's sin
You got to lose to know how to win
Half my life's
in books' written pages
Lived and learned from fools and
from sages
You know it's true
All the things come back to you
Sing with me, sing for the year
Sing for the laughter, sing for the tear
Sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow, the good lord will take you away
Yeah, sing with me, sing for the year
sing for the laughter, sing for the tear
sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow, the good Lord will take you away
Dream On Dream On Dream On
Dream yourself a dream comes true
Dream On Dream On Dream On
Dream until your dream comes through
Dream On Dream On Dream On
Dream On Dream On
Dream On Dream On, AHHHHHHH
Sing with me, sing for the year
sing for the laughter, sing for the tear
sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow, the good Lord will take you away
Sing with me, sing for the year
sing for the laughter, sing for the tear
Sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow, the good Lord will take you away......
در رويا باش
هرگاه كه در آينه مينگرم، تمام خطوط روي صورتم واضحتر ميشوند
گذشته داره رد ميشه
اون داره مثل تاريكي شب در هنگام سحر رد ميشه
آيا راهي نيست كه...
هر آدمي تنها رسالت خودش را ترتيب دهد؟
آري من ميدانم كه هيچ كس نميداند
كه از كجا ميآيد و به كجا ميرود
من ميدانم كه اين تنها گناه هر انسانيست
تو باختي تا بفهمي چگونه پيروزشوي (شكست پل پيروزيست)
نيمي از زندگي من...
در صفحات كتابهايي نوشته شده
زنده و آموخته از اشتباهات و خرد ها
تو خوب ميداني كه بازگشت همه چيز به سويت خواهد بود
با من هم آوا شو، براي سال بخوان
براي شادتر شدن بخوان، براي اشك بخوان
با من هم آوا شو
اگرچه حتي براي امروز
شايد براي فردا، يك ارباب خوب تو را به دور دست ببرد
آري با من هم آوا شو، براي سال بخوان
در رويا باش، در رويا باش، در رويا باش
در آرزوي اينكه رويايت به حقيقت پيوندد
در رويا باش، در رويا باش، در رويا باش
در رويا باش تا اينكه رويايت كاملا برآورده شود
در رويا باش، در رويا باش، در رويا باش
در رويا باش، در رويا باش
در رويا باش، در رويا باش اووووووووووووووووه
با من هم آوا شو، براي سال بخوان
براي شادتر شدن بخوان، براي اشك بخوان
با من هم آوا شو
اگرچه حتي براي امروز
شايد براي فردا، يك ارباب خوب تو را به دور دست ببرد
با من هم آوا شو، براي سال بخوان
براي شادتر شدن بخوان، براي اشك بخوان
با من هم آوا شو
اگرچه حتي براي امروز
شايد براي فردا، يك ارباب خوب تو را به دور دست ببرد...
تا حالا چند تا غروب دل تو پر دادي به آسمون ؟
اگه دادي كه خوش به حال دل پاكت واگه ندادي بازم فرصت داري اون خيلي
مهربونه مهربونتر از اوني كه تو فكرش رو بكني .
از همين غروب شروع كن وسايل كارت يه سجاده، يه وضوي خا لصا نه با يه قلب
صاف وصيقل داده .
پس بجنب تا د ير نشده فرصتي كه داري رو از دست نده.

ارزوهایت را یکی یکی یاداشت کن چرا که یادت می رود .ولی خدا یادش نمی رود چیزی را که
امروز داری ارزوی دیروز تو بود. زمردم دل بکن یادخدا کن خدا را وقت تنهایی صدا کن در
ان حالت که اشکت می چکدگرم غنیمت دان و ما را هم دعا کن

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه ميگفت: ميآيد، من تنها گوشي هستم كه غصههايش را ميشنود و يگانه قلبيام كه دردهايش را در خود نگه ميدارد و سر انجام گنجشك روي شاخهاي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگيهايم بود و سرپناه بي كسيام.
تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه ميخواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانهات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنيام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريههايش ملكوت خدا را پر كرد.
ديوار بود و دري وجود نداشت.ديوارا رو خودش ساخته بود ولي يادش رفته بود كه در درست
كنه!ديوارا خيلي محكم و به بلندي آسمونخراش بودن و حتي نمي تونست از روشون عبور
كنه و يا خرابشون كنه.يه روز همه جا لرزيد و ديوار ريخت و اون زير آوار موند.هيچ وقت نتونست
اونور ديوار رو ببينه.اونور ديوار جز رويا چيزي نبود!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مبعث پیامبر اکرم را به تمام مسلمانان عزیز
تبریک و تهنیت عرض میکنم














ازم دوري نكن دلم مي گيره
نذار اين لحظه ها رو غم بگيره
نذار اين حس خوب با تو بودن
توي دنياي من بره آسون بميره
تو با دلتنگيه من آشنايي
تو كه عاشق ترين عاشقايي
ازم دوري نكن من و نسوزون
نمي دوني چقدر تلخه جدايي
ازم دوري نكن دوري عذابه
ديگه به من نگو كه ناگزيري
تموم لحظه هات مال من بود
نبايد لحظات و پس بگيري
تو كه اين روزا غرق غروري
ميگي بازم رسيده فصل دوري
مي گي به اين نديدن دل بريدن
بايد عادت كنم اما چه جوري؟
چرا با من دلت يكي نمي شه چرا؟
چرا اين دلهره تموم نمي شه چرا؟
نگو تنهاييه عاشق قشنگه
نگو تنهام ميذاري تا هميشه














کاش می شد
کاش می شد که آرزوها رو بر بوم اسمون کشید
من و تو و همه
هر کس یک نقش
یک رنگ
رنگ قرمز آبی سفید و سبزو ...
راستی اگر قلم بر دست گیری آرزوهاتو چه رنگی می کشی ؟؟؟؟؟![]()
![]()
مردي با خود زمزمه كرد ، " خدايا با من حرف بزن. "
يك سر شروع به خواندن كرد .
اما مرد نشنيد .
فرياد بر آورد ، " خدايا با من حرف بزن " آذرخش در آسمان غريد . اما مرد گوش نكرد .
مرد به اطراف خود نگاه كرد و گفت ، " خدايا بگذار تو را ببينم ." ستاره اي درخشيد .اما مرد نديد .
مرد فرياد كشيد ، " يك معجزه به من نشان بده " . نوزادي متولد شد . اما مرد توجهي نكرد .
پس مرد در نهايت يأس فرياد زد : " خدايا لمس كن و بگذار بدانم كه اينجا حضور داري ."
در همين زمان خداوند پايين آمد و مرد را لمس كرد .
اما مرد پروانه را با دستش پراند و به راهش ادامه داد .

سلام
من نمیتونم که نیام و نظراتونا بخونم
ولی اینفه جدی میگم
ببخشید اگه یه وقتی بهتون سر نزدم
بعدا جبران می کنم
نظر یادتون نره



امشب يه حسّی دارم اين حس برام عجيب
قلم به دست ميگيرم واژه برام غريب
دوباره بقزه خسته توي قلوم نشسته
آينه از غم من چه بی صدا شکسته
غربت خونه ی دل آتيش زده به جونم
تو هستی باور من به پايه تو ميمونم
عطره تمومه حرفات ترانه رو لبام
برقه دو چشمون تو چراغ اين شبام
سنگ صبورم تويی
تو وقته دل تنگيا
بازم برام قشنگ
اين همه دل تنگيا
بيا کناره من باش اين منه رفته بر باد
نگو که خيلی ديره عشقت نرفته از ياد
تو نامه هات نوشتی تويی که بهترينی
تو قلب ساده ي من تو نوری از يقينی
مي گفتی که دل من جا واسه غم نداره
اما ديدم که قلبت واسم يه بي قراره
ببين به خاطره تو غرورمو شکستم
به ياده خاطراتت تو شهره شب نشستم
سنگ صبورم تويی
تو وقته دل تنگيا
بازم برام قشنگ
اين همه دل تنگيا
برای تهيهء اين عنصر بايد مقدار زيادی اسيد دروغگويی را با
سولفات مکاری و اکسيد حقه بازی مخلوط و مقدار بسيار
زيادی کلريد غرور بی جا و نيترات وقاحت و شرارت را به اين
ترکيب اضافه نمود.....
و در آخر کافيست کمی بي کربنات هيزی و کلرات اعتماد به
نفس کاذب را ترکيب کنید!
توجه: اين عنصر به صورت ول در محيط يافت خواهد شد....
خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا كن
زغمهاي دگر غير از غم عشقت رها كن![]()
تو خود گفتي كه در قلب شكسته خانه داري![]()
شكست قلب من ،جانا به عهد خود وفا كن![]()
خدايا بي پناهم،زتو جز تو نخواهم ![]()
![]()
اگر عشقت گناه است،ببين غرق گناهم


من از مکتب سراغ قبله ی عشقو گرفتم
تو اینجا تا ابد از عشق مردن را بنا کن ..



اگر یادت کنم دیونه میشم
فراموشت کنم بیگانه میشم
اگه ترکت کنم میمیرم از غم
فراموشت کنم میپاشم از هم..


زندگي زيباست زشتيهاي آن تقصير ماست،
در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست!
زندگي آب رواني است روان ميگذرد...
آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد...